"تمام قصه دیوار زندگی من است"
از سردی به همه چیز مینگرم جز خودم
شعور شعر نیست رباعی و غزل و مثنوی هم نیست شعور شرف میخواهد معرفت میکارد شعور ذاتیست اکتسابی نیست معرفت نداشته ات بی شعوریت را له کرد لجن مال کرد معرفت نداشته ات دستان مهربانی را پرده بیافکن چهار پایه شو بلندای نبودنت سایه را کشت آفتاب خجل ماند از سبزی گلدانت خشک میشویم در زمستان آلود ه ات هوا میراث تفکر منجلاب انسانهاست ارث پدری تان را آهسته نفس بکشید معرفت مرده زامبی نمیشود ... من رفتم ...تو بمان ....
سر آغاز جدا سری از ما نبود...
نوشته شده در ۱۳۹۶/۱۰/۳۰ساعت
21:24 توسط unrest| |
